X
تبلیغات
ز.ب.ا.ن.آ.م.و.ز.ی.

ز.ب.ا.ن.آ.م.و.ز.ی.

تحقیقات

شيوع اختلالات زباني

نتايج برخي تحقيقات و مطالعات پژوهشگران در ايران، نشان دهنده ي آن است، كه اختلالات در توليد گفتار و هم چنين، تأخير در تكلم، از بيشترين فراواني برخوردارند؛ به گونه اي كه تقريباً در هر كلاس درس مدارس عادي، يك تا پنج نفر را مي يابيم، كه دچار اختلالات در توليد گفتارند.

يافته ها، هم چنين حاكي از آن است، كه شيوع اختلالات گفتاري در بين مردان، بيش از زنان است. اين تفاوت، در مورد لكنت زبان، به نسبت سه به يك گزارش شده است.

علل اختلالات گويايي

الف) به ندرت اين اختلالات، منشأ ارثي دارند.

ب) ايراد در اندام هاي گويايي، نظير دندان هاي نامنظم، ايراد در سقف دهان، لب ها، آرواره، زبان، حنجره و اشكالات تنفسي.

ج) مشكلات شنوايي

د) الگوهاي غلط يادگيري: اين الگوها مي توانند، شامل هم سالان بزرگ تر، بازيگران فيلم ها، والدين و مربيان باشند.

هـ) عوامل عاطفي نظير ترس و اضطراب، كم رويي، شتاب زدگي، ذوق زدگي و هيجان مفرط.

انواع اختلالات زباني

اختلالات گفتاري را، از نظر علائم ظاهري، به چهار دسته تقسيم مي كنند، كه عبارت است از:

الف) اختلالات توليدي گفتار

ب) اختلالات رواني گفتار

ج) اختلالات كاركرد زباني

د) اختلالات صوتي

الف) اختلالات توليدي گفتار:

به اشكالاتي اشاره دارد، كه در توليد صداهاي گفتاري به وجود مي آيد. اين اشكال، سبب نامفهوم شدن كلمات و گفتار مي شود. به عنوان نمونه، كودكي، كلمات سيب، اسب و درس را به صورت ايب، اب و در تلفظ مي كند.

ب) اختلالات رواني گفتار:

به اختلالاتي گفته مي شود، كه در جريان سرعت و آهنگ گفتار به وجود مي آيد. در اين اختلال، ممكن است سرعت گفتار، بيشتر و يا كمتر از سرعت طبيعي باشد؛ ريتم گفتار منظم نبوده و تكلم، داراي گسستگي و مكث مي باشد اين اختلالات، خود، به دو نوع تقسيم مي شوند:

1)    تندگويي: كه در آن، فرد، به سرعت بسيار زياد صحبت مي كند؛ به گونه اي كه گفتارش، پر از كلمات اضافي بوده، معمولاً آخر كلمات را حذف مي كند و در نتيجه، گفتار او نامفهوم خواهد بود.

2)    لكنت زبان: كه عبارت است از تكرار، مكث و يا كشيده گويي صداها و كلمات در طول گفتار. به علت شيوع نسبتاً بالاي اين اختلال در كودكان، به صورت مشروح تري آن را مورد بررسي قرار مي دهيم.

افروز ۱۳۶۹         آسیب شناسی و سبب شناسی لکنت حسین محمدزاده ۱۳۷۴

تعريف لكنت زبان:

در طبقه بندي DSM – III – R، لكنت زبان عبارت است از يك اختلال مربوط به رشد تكلم، كه با تكرارهاي مكرر و طولاني شدن اصوات و سيلاب ها و هم چنين، با اختلال در رواني كلام همراه است.

هم چنين، گفته شده است، كسي كه در اداي كلمات، مكث كرده و آن ها را تكرار نمايد، به لكنت زبان مبتلاست. فرد داراي لكنت، گاه، از ايجاد هر گونه صدايي عاجز مي ماند و سپس، در نتيجه ي آرامش و آزاد شدن عضلات، چندين كلمه را به سرعت و تندي مي گويد، تا بار ديگر، كلام وي قطع شود. بنابراين مي توان گفت: لكنت، عبارت است از تكرار، توقف، گير كردن و يا كشيده گويي صداها و هجاها و يا كلمات در طول حرف زدن.

ويژگي لكنت، ميان افراد و در زمان هاي متفاوت، فرق مي كند؛ ولي غالباً با انقباض و انبساط عضلات صورت همراه است و همين امر، در كودكان سبب مي شود، ديگران به استهزاء و يا تمسخر آنان بپردازند.

بر اساس برخي تحقيقات، از هر يك هزار كودك، هفت نفر از لكنت رنج مي برند. هر چند، شيوع آن، در فرهنگ هاي مختلف، متفاوت بوده و در جوامعي كه فشار مربوط به رقابت در آن بيشتر است، فراوان تر ديده مي شود. نقطه ي اوج آغاز لكنت در افراد، در سنين بين پنج تا هفت سالگي است؛ اما به ندرت در بزرگسالي نيز آغاز مي شود.

لكنتي ها، از نظر هوش، طبيعي بوده و بعضاً، بالاتر از افراد عادي هستند. انتظار آشكار و هراس آلود لكنت، اجتناب از كلمات و اصوات يا موقعيت هاي خاصي كه انتظار لكنت در آن ها زياد است، چشمك زدن، تيك، لرزش لب ها و آرواره ها، از خصوصيات باليني فرعي افراد لكنتي است. آن ها، از نظر اجتماعي، معمولاً افرادي گوشه گير و غير اجتماعي بوده و از مشكلات روحي، عاطفي نظير اضطراب، حساسيت بيش ازحد، ترس و افسردگي، رنج مي برند.

علل لكنت زبان

با آن كه نظرات متعددي در مورد علت لكنت زبان ارائه شده است، ولي هنوز علت واحدي را به عنوان عامل اصلي لكنت زبان، نمي توان بيان نمود. به اعتقاد گروهي از انديشمندان و محققين، لكنت، عمدتاً ريشه ي وراثتي دارد و يا لااقل مي توان گفت، كه در برخي خانواده ها، استعداد بيشتري براي ظهور لكنت مشاهده مي شود.

گروهي از پزشكان و عصب شناسان، علل عصب شناختي را به عنوان علت اصلي مطرح مي نمايند و نقص عضلات اندام هاي گفتاري و رشته هاي عصبي مؤثر در اين عمل را، عامل اصلي اين نقيصه ذكر مي كنند. پژوهشگراني نظير آقاي بلانتون، مشكلات رواني، عاطفي را، به عنوان علت اصلي لكنت معرفي مي نمايند. به اعتقاد آقاي بلانتون، ترس باعث مي شود، كودك نتواند كنترل لازم را بر اندام هاي گفتاري اعمال نمايد؛ لذا اختلال، به صورت لكنت ظاهر مي شود. به نظر گروهي ديگر از محققين، لكنت، همانند بسياري از اختلالات رفتاري، ياد گرفته شده و اكتسابي است.

بايد متذكر شويم، كه لكنت پيش از دبستان، معمولاً به علت ناهماهنگي بين سرعت فكر و سخن گويي است. كودك خردسال، دامنه ي لغات محدودي داشته و به زحمت مي تواند با تركيب لغات، جمله سازي نمايد و از سوي ديگر، رغبت فراواني به برقراري دوستي و صحبت كردن دارد.

 لکنت زبان دکتر ادوارد ج کانچر جین فریزر ترجمه مهدی دستجردی فربد مفیدی

لکنت زبان تالیف وترجمه ناهید عظیمی راد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 10:29  توسط سارا  | 

اختلالات زبان و گفتار

«چيزي كه در مورد لكنت زبان خود به ياد مي آورم، صداهاي غريبي نيست كه از حلقوم من بيرون مي جهيد؛ بلكه نگاه هاي ناصبور بر چهره ي ديگراني بود، كه به هنگام تلاش براي اداي يك كلمه، بر من مي تابيد. آن گاه كه چشم هاي آنان، بازنماي درد يا ناكامي ويژه اي بود كه من احساس مي كردم، ناراحت تر مي شدم. آن ها كمكي به من نمي توانستند بكنند، و من نيز نيازي به همدردي آن ها نداشتم.

در آن زمان، من، نه يا ده ساله بودم و همانند اغلب كساني كه به لكنت زبان دچارند، من نيز، زندگي خود را به شيوه اي آموختم، كه افراد داراي سلامت بيان، قادر به فهم آن نيستند. هر گاه قرار بود دهان باز كنم، ابتدا از لحاظ ذهني، جمله اي را كه قصد بيانش را داشتم، پيش رويم مجسم مي كردم؛ سعي داشتم ببينم، آيا در جمله، كلمه اي هست كه مرا دچار لكنت كند، يا نه؟ صحبت كردن، برايم، چون گذر از يك بزرگراه و بلند خواندن تابلوهاي راهنما بود. مي دانستم كه براي صحبت كردن معمولي، بايد تا پايان جمله را يكسره ادا كنم. لذا، هر گاه كه از مانعي آگاه مي شدم، كه مي توانست مانند يك تخته سنگ عظيم، راه را بر من سد كرده و مرا متوقف نمايد، مطمئن مي شدم، كه با رسيدن به آن كلمه، متوقف شده و قادر به اداي آن نخواهم بود.»

(جرالد جونانس)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 10:6  توسط سارا  | 

به نام خدا

تو شیرزن کرب وبلایی زینب                            در قلب جمیع شیعه جایی زینب

در کرب و بلای قصه ثابت کردی                        بردرد حسین دوایی زینب

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 10:50  توسط سارا  | 

مقدمه

مقدمه

زبان پدیده ای است اجتماعی که زمان پیدایش آن به زمان شکل گرفتن نخستین اجتماعات انسانی برمی گردد.درواقع زبان یکی ازضرورتهای زندگی اجتماعی است به کارگیری آن یکی از ویژگی های انسان اجتماعی به شمارمی رود اززمانیکه انسان مجبوربه زندگی گروهی شد ناگزیر به دنبال وسیله ای برای ارتباط وپیام رسانی گشته و بدین ترتیب زبان در کلی ترین مفهوم و ابتدایی ترین شکل آن بوجودآمد.(افروز1369)

در بحث از رشد اجتماعی باید گفت:همراه با تحول جسمی,شناختی،اخلاقی،افراد در دوره ی جوانی با مسائل و رویدادهای جدید روبه رو می شوند که هر یک از آن ها درتغیرات شخصیتی انان موثر است.

وظایف مهمی که افراد جوان با آن ها مواجهند،عبارتند از:

شغل،ازدواج،پدریامادرشدن و ادامۀ تحکیم هویت شخصیتی.در موردِ چگونگی این تحول چند تن از روانشناسانِ معاصر،از جمله اریک اریکسون،دانیل لونیسون دیدگاه های منسجمتری ارائه داده اند.(احدی جمحری1382)

لکنتِ زبان یک پدیدهِ پیچیده روانی-حرکتی و عمدتاًخاصِ دوران کودکی است و معمولاً از سنین2تا4سالگی یعنی سن آغاز سخن گفتن شروع می شود و تقریباً از هرصد کودک یک نفر مبتلا به لکنت زبان است.لازم به تذکر است که در حدودِ80درصد همه کودکان که به نحویدچارلکنتِ زبان بوده اند بتدریج تا قبل ازسنین نوجوانی بدون هرگونه مشگل تازه ای مانند افراد دیگر بطور طبیعی صحت می نمایند امّا در عین حال لکنت زبان از مهمترین و متداول ترین انواع اختلالات تکلّمی است.(افروز1369)

لکنعت زبان باعث قطع جریان روان گفتار می شود.همۀ ما گاهی واژه ها یا هجاهایی را تکرار می نماییم.گفتار هیچ کسی همیشه نرم و روان نیست،ما گاهی در صحبتهایمان دچار مکث می شویم و یا دو واژه را همزمان با هم می گوییم، خلاصه گفتارمان مانند همیشه نرم و روان نیست.

کودکی که هنوز برای فراگیری آواها ونظم،ترتیب بخشیدن به لغات و جمله ها تلاش می کند، فشارمحیط برای هرچه بهتر و سریعتر صحبت کردن هم وجود دارد، طبیعتاً بیشتر از بچه های بزرگتر،بزرگسالان دچاراشتباه می شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 9:59  توسط سارا  |